بین دو نیمه در رختکن تیم ملی چه گذشت؟
دوحه؛ احسان محمدی- عطر با کیفیت نیازی به تبلیغ خیلی زیاد ندارد، ردش روی تن و لباس و هوا میماند، کسی نمیتواند انکارش کند. فوتبال خوب هم همینطور است، نیازی به توجیه یا پرخاش به منتقدان ندارد، همه از آن لذت میبرند حتی اگر کارشناس فوتبال نباشند.
نمایش تیم ملی ایران مقابل ژاپن یک عطر ناب بود، از آنهایی که ساعتها بعد هم هی دلت میخواند در شیشه را باز کنی و عمیق نفس بکشی. امیدواری از چند روز قبل شروع شده بود، دلیلش را نمیدانستیم اما خیلی از بچهها در قطر میگفتند ما به تهران برنمیگردیم. دستکم بعد از بازی با ژاپن برنمیگردیم.
از ساعت ده صبح جلوی ورزشگاه بودیم، لشکر سرمشوقهای سبزپوش با طبلهای بزرگ و کیفهای عظیمی که تویش پرچم، تیشرت، شال و مچبند هواداری داشتیم. ظهرها اینجا حسابی گرم است. ساعتها سرپا ایستادن و توزیع کردن اقلام هواداری و سر و کله زدن با مخاطبان به همان اندازه که لذتبخش است، انرژی هم میگیرد. ایرانیها نگران اما امیدوار بودند و ژاپنیها کم تعداد اما با اعتماد به نفس.
چند زن لباس کیمونوی سنتی تنشان بود و انگار به مهمانی آمده بودند. این بار به دلیل مکاتبات دقیق خیلی وقت سر مشوقها جلوی ورزشگاه گرفته نشد، رفتند روی سکوها و تشویقها شروع شد. نظم بهتری داشتیم و رویای بزرگتر. شکستن دادن ژاپن تیمی که آشکارا فراتر از آسیا بازی میکند مدتهاست به یک رویا تبدیل شده بود.
سکوها پس از گل ژاپن دقیقهای از نفس نیفتادند. نیمهدوم که شروع شد انگار لباس ایران را تن منتخب ستارههای جهان کرده بودند. بازیکنان جنگنده، خلاق در ساخت موقعیت، فداکار، حامی هم و بسیار دونده. پرس از جلو را چنان انجام میدادند که ژاپنیها حتی در پرتاب اوت دستی به مشکلمیخوردند. گل محمد محبی روی پاس درخشان سردار آزمون اولین پاداش بود ولی تیم سیراب نشد. حمله پشت حمله. سانتر، نفوذ، ایجاد خطر، شوت، گل آفساید … تماشاگرها همدیگر را نگاه میکردند و میپرسیدند: بین دو نیمه در رختکم چی گذشته؟
کسی جوابی برایش نداشت. هرچه بود ما یک تماشاگر یک نمایش باشکوه بودیم. بازیکنان ژاپن تیمی که اسپانیا و آلمان را به زانو در آوردند مقابل ما تبدیل به گربههای خانگی شدند! باقی قصه را که میدانید؟ پنالتی دقیقه آخر روی حسین کنعانیزادگان پنالتی شد و علیرضا جهانبخش توپ را به تور دوخت. چنان فریاد میزدیم و همدیگر را در آغوش میکشیدیم که انگار یک بغل چند ده ساله در گلو داشتیم. ما ژاپن را سزاوارانه بردیم، با درخشش کامل، خلق موقعیتهای زیاد و نمایشی چشمنواز. یادم نمیآید هرگز چنین مسلط ژاپن را در هم شکسته باشیم.
آنها بعد از شکست با پلاکاردی در دست رو به تماشاگران ژاپنی تعظیم کردند و عذرخواستند. یک رفتار آموزنده دیگر.
بیرون از ورزشگاه غلغله بود، جشن و پایکوبی ایرانیان، سرمست از شکست دادن ساموراییها، رقص و آواز. پاره شدن طبلی دیگر، هلهله ایرانیان و جشنی که کسی دوست نداشت تمام شود. شب هم در سوقواقف همین قصه تکرار شد، قصه پیروزی ایران. حتی در رستوران هتل هم خبرنگاران همدیگر را بغل میکردند و از جزییات میگفتند، قصه یوزهایی که قصد باز ایستادن ندارند.
تا فردا حق داریم بر طبل شادانه بکوبیم، کیف کنیم از بازی درخشان اما هنوز تورنمنت تمام نشده، دو بازی تا قهرمانی راه داریم. دو گام تا جام.
تا پای جان برای ایران.
منبع: فدراسیون فوتبال
پایگاه خبری پاعلم – اسماعیل ملک نظری
