مادران و دانش‌آموزان خسته از آموزش مجازی


پاعلم 1400/08/16 دقیقه مطالعه
مادران و دانش‌آموزان خسته از آموزش مجازی


به گزارش پایگاه خبری پاعلم؛ با گذشت بیشتر از یکسال که دانش آموزان در تمام سطوح به واسطه آموزش های برخط ورودی زودهنگام به فضای مجازی را تجربه کردند به نظر می رسد با چم و خم این فضا آشنایی بیشتری پیدا و جذابیت های متنوع آن را که به نوعی در شمار ممنوعیت های تربیتی آنهاست، کشف کرده اند.

نقل قول های والدین نشان از این دارد که دانش آموزان با رفتن به اتاق های دربسته به بهانه دیدن کلیپ های آموزشی مدرسه با همین حس کنجکاوی و رسیدن به جذابیت های مورد نظرشان سرگرم می شوند.

این کلیپ های آموزشی برای تمام دانش آموزان در هر سطحی از بهره هوشی، انگیزه و علایق متفاوت، یکسان ساخته می شود که با نگاهی کارشناسانه می تواند همراه با ایرادهای اساسی باشد، از طرفی بسیاری از دانش آموزان با تجربه فضای رنگارنگ مجازی غیردرسی، دیگر به آموزش های خشک و یکنواختی که به زعم معلمان با تلاش و زحمت تهیه می شود، بسنده نمی کنند.

نباید از مساله غیر جذاب بودن این آموزش ها برای دانش آموزان غافل شد، کلیپ های آموزشی که بنا بر ادعای والدین کیفیتشان نسبت به قبل کمتر شده به راحتی توسط دانش آموزی که طی یک سال اخیر در گوشی های هوشمند و دنیای جذاب آن ماجراجویی کرده است در رقابتی نابرابر کنار زده می شود.

در سطوح پایین تر تحصیلی، برخی دانش آموزان پایه دوم و سوم که تجربه زیادی از مدرسه ندارند، کلافه و عصبی شده اند، انگیزه و اشتیاق روزهای آغازین آموزش های مجازی را ندارند و همان تکالیف اجباری را نیمه تمام و بدخط آن هم نه با حال خوش بلکه بنا بر گفته مادران، با حالت ناراحتی، گریه و از سرناچاری و اجبار اعمال شده از سوی والدین انجام می دهند.

در آن سوی ماجرا معلمان قرار دارند که با اینکه واقعیت را خوب می دانند و با علم به اینکه والدین کمک زیاده از حدی انجام می دهند دست کم از دریافت همین تکالیف خرسند هستند، از دیگر سو والدین نیز تلاش دارند فرزندشان در بازخوردهای مجازی معلم، سهم خوبی داشته باشد.

تجربه حدود ۲ سال نشان داد مادران با چه پشتکار و تلاشی همراه و یار ثابت آموزش مجازی بودند و پدران به هر دلیلی خود را کنار کشیدند، این مادران بودند که وظیفه جدیدی را بر دوش گرفتند اما هر چقدر هم تحصیل کرده باشند ولی مهارت و توان آموزش به دانش آموزان آنهم در سطوح ابتدایی را ندارند و به ناچار این بار اضافی را بر دوش گرفته اند.

اما باید پذیرفت مادران هم توانی دارند و ارتباط دادن هرگونه کاستی دانش آموزان به کم کاری آنها، قضاوتی غیر منصفانه است که در جایگاه خود باید مورد واکاوی قرار گیرد و بحث مفصلی را می طلبد.

در مواردی همین قضاوت ها که در جلسات اولیا و مربیان صورت می گیرد و به خصوص بر نام مادر تاکید می کنند که “مادران”، دانش آموزان را به خود وابسته کرده اند و یا برخی معلمان به پدر خانواده می گویند “مادر بچه شما کم کاری می کند و به جای او می نویسد”، باعث تنش هایی درون خانواده ها شده است.

مادری در این خصوص می گوید: همسرم بعد از جلسه ای که با معلم فرزندم داشت مرا مورد آزار و اذیت روحی قرار داده است که در مورد آموزش فرزندم خوب عمل نکرده ام، چراکه معلم به همسرم گفته بخشی از تکالیف را، خود دانش آموز ننوشته است.

امثال این شیوه های قضاوت و ارائه آن در جلسات که گاه با حضور هر۲ یا یکی از والدین صورت می گیرد معمولا موجب تنش و تحمیل اضطراب فراتر از توان به مادران می شود.

کارشناسان بر این باورند که شیوه آموزش مجازی برای زمان هایی محدود، از سرناچاری و همراه با نواقصی است ولی نباید به دنبال مقصر بود، چراکه یک مادر خانه دار یا پزشک لزوما نمی تواند یه معلم و تعلیم دهنده ایده آل برای دانش آموز باشد، به ویژه در شرایطی که کلیپ های آموزشی یکسانی برای همه در هر سطحی از هوش، استعداد و انگیزه تهیه شده است.

مادر یکی از دانش آموزان پایه ابتدایی می گوید: خسته و کلافه شده است، فرزندش همکاری سابق را ندارد، اغلب موارد همراه با گریه تکالیف را انجام می دهد و به بهانه های مختلف از این وظیفه که انجام تکالیف کاری روزانه است شانه خالی می کند.

مادر دیگری که دانش آموز پایه اول دارد معتقد است وظیفه مادران بیشتر شده است تا جاییکه برخی معلمان حتی در کلیپ های آموزشی، دانش آموز را خطاب قرار نمی دهند و می گویند مادران ! توجه کنند.

وی می افزاید: این در حالیست که فرزند کلاس اول برای اولین بار مدرسه را تجربه می کند و به اسم خود و خطاب قرار دادن نامش به شدت حساس است و همان کار ساده به او  احساس مسئولیت می دهد که وظیفه اوست خوب دقت کند، گوش دهد، یاد بگیرد و پاسخ دهد.

یکی از معلمان مقطع ابتدایی نیز معتقد است دانش آموزان ابتدایی به خصوص پایه های اول و دوم که درکی از مدرسه به معنای واقعی ندارند و آموختن را با گوشی و بصورت مجازی تجربه کرده اند، امسال نسبت به سال گذشته کم انگیزه، عصبی و کلافه تر شده اند.

وی می افزاید: بی علاقه گی دانش آموزان به این شیوه آموزشی را حتی می توان از دست خط آنها متوجه شد که نشان می دهد تمرکزی بر معنا و مفهوم آنچه می نویسند ندارند و از سر اجبار حروفی را کنار هم قرار می دهند.

این معلم مقطع ابتدایی معتقد است دانش آموزان پارسال نسبت به شیوه آموزش مجازی بازخورد بهتری از خود نشان دادند ولی امسال دیگر آن هیجان گذشته را نمی توان در آنها مشاهده کرد و به همان نسبت به نظر می رسد مادران هم آن انرژی قبل را ندارند و گاه مشاهده می شود مادر بدون توجه به شیوه تدریس ارائه شده در کلیپ های ارسالی، همان روش قدیمی را که خود در دوران کودکی آموخته است به کودک ارائه می دهد.

معلم دیگری که مقطع دبیرستان را به صورت مجازی تدریس می کند می گوید: دانش آموزان فضای کلاس برخط را به محیطی برای شوخی و تفنن تبدیل کرده اند.

آنچه روایت شد در واقع مروری بر گفته ها، رفتار، تنش ها و حالات عنوان شده از سوی دانش آموزان، معلمان، مادران و پدرانی است که حالا دیگر بیش از یک سال است تجربه آموزش مجازی را با خود دارند و با همه تفاوت های کلامی که با هم دارند در این اصل مشترک هستند که دیگر توان و حوصله تداوم این شیوه آموزشی را ندارند و هر کدام به طریقی این ناخرسندی را بصورت ناخودآگاه در رفتارها و کلامشان نشان می دهند.

آموزش مجازی، کوچ از کلاس پرهیاهو به اتاق ساکت

سلمان احمدوند جامعه شناس و پژوهشگر نیز در این زمینه می گوید: کودکان بزرگترین قربانیان همه گیری کووید ۱۹، بازمانده از بازی، رانده از مدرسه و حضور در جمع همسالان برای شادمانه زیستن هستند و  یگانه مونس آنها دست افزاری تکنولوژیک مانند تبلت و گوشی هوشمند است.

وی با اشاره به فرصت و تهدیدهای این فضا می افزاید: فرصت، از آن رو که سواد و مهارت دانش آموزان را برای ورود به جهانی زیر و زبَر شده و متفاوت با دنیای پدران و مادران فراهم می کندکه تسلط به اینترنت یکی از مولفه های باسواد بودن آن است و تهدید از این رو که رشته پیوند کودکان را با دنیای واقعی و فضاهای زنده کودکانه می گُسَلَد و امکان رشد روانی و تکامل شخصیت اجتماعی کودک را که در گرو از سر گذراندن شادی و هیجان های کودکانه و همزیستی شورانگیز با گروه همسالان است، به شکلی حزن انگیز سلب می کند.

احمدوند می گوید: در این بین نهاد تعلیم و تربیت با چالش های بی سابقه ای مواجه شد چراکه آموزش حضوری امکانپذیر نیست و غیبت کودک دانش آموز از فضای آموزشی، فرایند آموزش را از مدرسه پرهیاهو به خانه راکد و از کلاس پرشور، به اتاق ساکت منتقل می کند.

وی افزود: هیجان آموزشی رهاورد حضور در مدرسه، تعامل با آموزگار و همکلاسی ها و به سر بردن در محیطی متفاوت با خانه، دیدار با افرادی جز اعضای خانواده است که همه و همه بر اثر شیوع همه گیری به محاق رفت و جای خود را به روزمره گی و تکرار ملال آور داد.

این پژوهشگر گفت: آموزش مجازی از آنجا که زمینه آموختن گونه های تازه ارتباط را فراهم می سازد، تجربه ای بدیع و جذاب است و آن هنگام که به درازا می کشد و به تنها شیوه برقراری ارتباط با دیگران به خصوص گروه همسالان تبدیل می شود، کسالت بار و ملال انگیز است. 

احمدوند ادامه داد: به سخن دیگر تاخیر طولانی در بازگشت کودک به فضای ارتباط واقعی، انرژی حیاتی او را تحلیل می برد و نشاط و هیجان را که شرط جذابیت و لذت بخشی یادگیری است، از فرآیند آموزش می گیرد، از همین رو دولت ها همه توان خود را بسیج می کنند تا با اجرای واکسیناسیون کرونا و تامین اطمینان بخش سلامت عمومی، به تعطیلی نهاد تعلیم و تربیت پایان دهند تا از طریق بازگشایی مدارس حتی اگر نیم بند و ترکیبی (حضوری-مجازی)، بخشی از شور و هیجان آموزشی را که به شدت کاهش یافته است، بازتولید کنند.

وی افزود: آنچه نباید از نظر دور بماند و عادی قلمداد شود، آمادگی همه جانبه برای مواجهه علمی و راهگشا با پدیده های عافلگیرکننده ای همچون همه گیری کووید ۱۹ است که برآوردن نیاز حیاتی کنشگران عرصه آموزش را برای تولید شادی و هیجان، به راهبردی ترین کارکرد دولت ها تبدیل می کند.

این پژوهشگر اجتماعی ادامه داد: وضعیتی ایجاد و بخشی از فرآیند آموزش به والدین واگذار شده است، کشاکش آنها با دانش آموزانِ به تنگ آمده از تنگناهای فضایی و زبانی، بروز تنش بین والدین بر سر تقسم کار آموزشی و موج فزاینده ملال و کسالتی که گریبان دانش آموزان را می گیرد از جمله شرایط موجود است.

آموزش مجازی را از نظر چالش های متعدد در حوزه های مختلف آموزشی، فرهنگی، ارزشیابی، فناوری، بهداشتی و مالی می توان در جایگاه های خاص مورد ارزیابی و بررسی قرار داد که از مجموع این موارد در عنوان وسیعی تر تحت عنوان چالش های یادگیری می توان یاد کرد.

در همین گذر می توان به تبعات و آثار مشکلات روانی و روحی اشاره کرد که بر رفتارهای مجموع افراد درگیر این شیوه آموزشی به شکل های مختلف از جمله پرخاشگری، خستگی و بی انگیزه شدن تاثیر می گذارد.

آموزش مجازی، از وسواس فکری تا ضعف روابط اجتماعی

یک دکترای روانشناسی در این خصوص می گوید: انزوا و افسردگی، وسواس‌های فکری و عملی، از دست دادن حس ارزشمندی بخاطر افت تحصیلی، ترک تحصیل، پایین آمدن سطح دانش و سواد و ضعف در روابط و تعاملات اجتماعی از جمله اثراتی است که با تجربه آموزش مجازی می تواند حاصل شود.

مرضیه ملکی ها افزود: افزایش اضطراب، کاهش شادی تحصیلی، عزت نفس و مهارت های اجتماعی، کم شدن توانایی حل مساله به دلیل دخالت مستقیم والدین در فرآیند یادگیری و یا نبود آنها و ناکافی بودن  میزان توضیحات ارایه شده هنگام تدریس از جمله اثراتی است که با آموزش مجازی ایجاد می شود.

این روانشناس یادآور شد: کاهش سطح هدفمندی، تلاش دانش آموزان و تاب آوری آنها به دلیل سخت بودن سوالات آزمون های پایانی( به دلیل تصور غلط برخی از معلمان مبنی بر پاسخگویی والدین به جای دانش آموز غالبا سطح سوالات تدوین شده در امتحانات نهایی و کلیدی بسیار دشوار بوده است) از دیگر مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

منبع: ایرنا

پایگاه خبری پاعلم – بساطی

برچسب‌ها :

دیدگاه شما

پنج × 5 =

0 دیدگاه

Choose a style: